توی گرمای شدید ما کولر نداریم هنوز؛ چند روز پیش دیگه واقعا حالم داشت بد میشد از گرما ؛ تلوزیونم نداریمو درستش نمیکنه همش حوصلم سرمیره
خونه عین یه زندانه ...
دعوت شدم چندروزپیش بعدمدتها خونه عمم اونجا هم نذاشت برم گفت لازم نکرده ...
دیگه طاقتم تموم شد دعوام شد باهاش گفتم هروز گرما زده میشم و جایی نمیرم و تلوزیون نداریم
پولم که هیچوقت نمیدی بهم
شروع کرد بدون دلیل به پدرم فوش داد...
کار همیشگیشه