داداش زن داداشم تو جمع هی داشت تکرار میکرد کوره عینک زده بعد اونم کور عینکی صدام میکرد
من اعتماد به نفسم خیلی پایینه و اضطراب اجتماعی دارم اینکه برم تو یه جمعی خودم به حد کافی با خودم میجنگم اینم زد رید بهم :) نتونستم بشینم پاشدم اومدم اتاقم ولی دیدم باباش زد زیر گوش بچهه منظورم اینه گناه مامان باباش خدایی نیست ولی هنوزم حالم بده
مامان عوضیم هم که هی چپ میره هی راست میره تا چشاش میوفته به قیافم میزنه زیر خنده که هار هار یاد حرف بچهه افتادم:))
حالم اصلا اوکی نیست حق دارم بنظرتون؟