2777
2789
عنوان

فک کنم شوهر ایندم ذوق مرگ شه😅

1036 بازدید | 63 پست

تو فکر اینم که عروسی نگیرم،


به جاش با پولش بریم دور دنیا رو بگردیم،


خودمو و خودش،

بریم اروپا، آفریقا بعدش

بعدش بریم قطب جنوب و شمال😆😆


تمام غذا های دنیا رو بخوریم،

یک تومنش هم نمیزارم بره تو شکم فامیل مفتخور😠


اقایی باید زبانش خوب باشه ، بعدش دوست پیدا کنیم،


بعد بهشون فحش فارسی یاد بدیم،


اصلا فتی.شمه تو هر کشوری یه بار .... تجربه کنم،😅😅


نمیدونم چرا ولی دلم خواست


اقاییم هوس کنه عروسی بگیره،

خودم عروسش میکنم🤣😂

اگر در جایی انسان های کوچک سایه های بزرگ داشتند، یعنی خورشید انجا در حال غروب هست

هزینه ی عروسی که خیلی کمتر از سفر دور دنیاس 

 زنانی که کتاب می‌ خوانند برای جوامع نابرابر و مرد سالار خطرناکند، زیرا آنها با مطالعه می‌ توانند دنیایی بهتر را تصور و برای به وجود آوردنش مبارزه کنند!!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خیلی رایجه ها، اینی که گفتی

یعنی میخوام بگم احتمالا فکر آقایی هم همینه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
هزینه ی عروسی که خیلی کمتر از سفر دور دنیاس

نهههههه،

من من تا لپ ترامپ و بوس نکنم اروم نمگیگیرم

اگر در جایی انسان های کوچک سایه های بزرگ داشتند، یعنی خورشید انجا در حال غروب هست

مگه چقدر قراره خرج عروسی کنی که میتونی باهاش کل دنیا رو بگردی؟ نهایتش تا ترکیه برسونی

با ۲۰۰،۳۰۰ تومن میشه رفت ترکیه ولی نمیشه عروسی گرفت

ولی درست میگید هزینه سفر خیلی بیشتره

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
مگه چقدر قراره خرج عروسی کنی که میتونی باهاش کل دنیا رو بگردی؟ نهایتش تا ترکیه برسونی

نههههههه،

من باید برم خانه سالمندان ،بایدن رو ببینم😅

اگر در جایی انسان های کوچک سایه های بزرگ داشتند، یعنی خورشید انجا در حال غروب هست

خیلی رایجه ها، اینی که گفتییعنی میخوام بگم احتمالا فکر آقایی هم همینه

اگه فکرش نباشه،

میخوام صد سال نباشه😅

اگر در جایی انسان های کوچک سایه های بزرگ داشتند، یعنی خورشید انجا در حال غروب هست

از اون سوتی خنده دارات نداری بگی یکم بخندیم😅

یا خدا

کدومو گفتم خندیدین😂 سوتی که زیاده

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792