2777
2789

سلام دوستان حدود یک هفته ای هست مادر بزرگم سکته مغزی کرده و هوشیاریش روی3هست🥲قبلش روی5بود الان 3شده میگن امیدی نیست💔

از طرفی هم عروسی برادر شوهرم 31همین ماه هست نسبت فامیلی داریم نمیدونم چیکار کنم واقعا عروسی وبرم نرم ، از طرفی هم میترسم لباس بگیرم و اینا خدای نکرده مادر بزرگم طوریش بشه💔

اصلا دوس ندارم عروسی و برم ولی نمیدونم چیکار کنم شما بگید چیکار کنم

لباس اجاره کن ولی عروسی برو انشاالله چیزی نمیشه تا اون موقع 

آقای سعدی چطوری یه عالم دردِ دوری و لانگ دیستنس رو تو این یه بیت جا دادی؟در طالع من نیست که نزدیک تو باشم می‌گویمت از دور دعا، گر برسانند.

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

برادر شوهر خب قطعا عروسی رو میگیرهبی خیال عروسیبرو پیش مادربزرگت که خدا نکرده طوریش شدحداقل این لحظ ...

رفتم پیشش چند روز پیش امروزم میرم ولی توی کماس کسی و نمیزارن بره ببینه 

برادر شوهر فامیل نزدیک نزدیکه درجه یک فک کن

نه عزیزم مادر بزرگم مهمتر برادر شوهر کجا مادربزرگ کجا ببین اگه این شرایط برعکس بود شوهرت چیکارمیکرد یه کم ارزش قائل شو اینطوری احترام خودت و خانواده آت پیش خانواده ی شوهرت می‌ره بالا

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی درک همین امروز است...................... من یک زنم پر از حس شیرین به دست آوردن ها و حس تلخ از دست دادن ها واما اکنون مادری هستم که دلخوش به طفلی که تمام تمام من است.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز