2777
2789
عنوان

کیا بعد از زایمان با شوهرشون به مشکل خوردن یه لحظه بیاید

| مشاهده متن کامل بحث + 1422 بازدید | 105 پست
من شنیدم تا دوسال بعد از زایمان نوسانات خلقی هست ، اما این نواسانان داره زندگیمو به نابودی می‌کشه هر ...

دخترتو حساس و زودرنج نکن

دختر من خیلی زودرنج شده الان یک سال و نیمشه خیلی زودرنج شده

پسرم که قلشه بیخیاله 

اما دخترا خیلی عاقل و حساسن

منم همینطوره الان یک سال و نیم از زایمانم میگذره و از شوهرم بدم میاد خودش از من دور شدمن ازش بدم میا ...

اره دقیقا 

منم الان حدودا هفت ماه میگذره ولی همش حس انتقام دارم 

همش میخام بسوزونمشون ب هر طریقی

همیشه میگم خدایا کاری ک باهام کردن سرشون بیار

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

منم توی زایمان اولم خیلی تنش داشتیم با شوهرم همش بخاطر خانواده ش بود منم سادگی میکردم و میپریدیم به هم ...بعد زایمانم خانواده ش هیچ مراقبتی کاری در حقم نکردن منم کلن تا دو سه سال بعد زایمانم افسرده شده بودم خلاصه خیلی داغون بودم ...الان دیگ عاقل تر شدیم

فقط 3 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

شوهرمنم خیلی بم بد کرد تو بارداری خیلی. حتی کتک زد. الانم میگ ازم تشکر کن بچت یه بچه هدیه دادم 

ولش کن خودت نابود میشی وگرنه مردا درست بشو نیستن فقط به فکر ارامش خودت باش و سعی کن خودت شاد کنی بیخیال شوهر

هر چی ک هست بنظرم آدمو نابود میکنه و واقعا دست خود آدم نیس

واقعا درست میگی ، من ذره ذره دارم نابود میشم ، من تمام سختیای زندگی با شوهرمو تحمل کردم اما شوهرم نمیتونه شرایط منو تحمل کنه ، تو خونمون همش دعواست ، من همش دلم میخواد به خواسته های شوهرم نه بگم و انتقام بگیرم ولی می‌دونم غلطه و حریف خودم نمیشم

اره دقیقا منم الان حدودا هفت ماه میگذره ولی همش حس انتقام دارم همش میخام بسوزونمشون ب هر طریقیهمیشه ...

کم‌کم‌ با گذر زمان حالت بهتر میشه 


خودتو بپذیر و به خودت برس به خدا نزدیک شو ازش آرامش بخواه

منم همینطوره الان یک سال و نیم از زایمانم میگذره و از شوهرم بدم میاد خودش از من دور شدمن ازش بدم میا ...

تمام حالاتی که میگیو منم دارم ، منم از شوهرم بدم میاد و ازش چندشم میشه ، دوست دارم در ارتباط باهاش خودخواه باشم و اصلا دیگه دلم نمی‌خواد سختی های زندگیمونو تحمل کنم

واقعا درست میگی ، من ذره ذره دارم نابود میشم ، من تمام سختیای زندگی با شوهرمو تحمل کردم اما شوهرم نم ...

من ازنزدیکی بدم میاد وقتی خسته ام 

اون هم شرایط منو درک نمیکنه 

و همیشه دعوا داریم

منم توی زایمان اولم خیلی تنش داشتیم با شوهرم همش بخاطر خانواده ش بود منم سادگی میکردم و میپریدیم به ...

خدارو شکر که الان خوبید ، من میترسم تا قبل دو سال کارمون به طلاق بکشه

تمام حالاتی که میگیو منم دارم ، منم از شوهرم بدم میاد و ازش چندشم میشه ، دوست دارم در ارتباط باهاش خ ...

دبقا همینطوره نمیخوام تایید کنم که بیشتر به انتقام فکر کنی عزیزم

اما خودتو بپذیر و ببخش خودتو

و بذاریم به حساب قاطی کردن هورمونامون

من همش واسم سوال بود که چرا خانما بعد زایمان پیش شوهرشون کوچیک میشن و شوهراشون کم دوسشون دارن

فکرش نمیکردم خودمم این بلا سرم بیاد

اما خب شاید اینکه بیشتر دور بچه هاییم 

به خودمون نمیتونیم خوب برسیم

شکممون بد فرم میشه

خسته ایم

همه چی 


درسته شوهر درک‌نمیکنه

اما ما میتونیم دوباره بلند بشیم و از اول بسازیم

میتونی به خودت زمان بدی تا اوکی بشه همه چی 

خدابزرگه 

بغض کردم واسه خودم خودت همه زنایی که اینقد دل شکسته ان

منم توی زایمان اولم خیلی تنش داشتیم با شوهرم همش بخاطر خانواده ش بود منم سادگی میکردم و میپریدیم به ...

بمیرم واست

منم توی این دوران سخت هستم دوقلوهام یک سال و نیم شونه با این که ۶ سال منتظر بودیم و شوهرم بیشتر ذوق داشت وقتی حامله شدمه همه جوره هوامو داشت نذاشت آب تو دلم تکون بخوره تا موقع زایمان

اما بعد زایمان تشنه ی یه ذره محبتش حتی شدم

نمیدونم چرا ازم دور شد

من هم به فکر انتقامم 

دوس ندارم نزدیکی کنیم

چندشم میشه ازش

حس میکنم فقط نگاه جنسی داره بهم درکم نمیکنه خسته ام

[QUOTE=384709494]منم توی زایمان اولم خیلی تنش داشتیم با شوهرم همش بخاطر خانواده ش بود منم سادگی میکردم و میپریدیم به 

من عکسای دوران عروسیمو میبینم تا الان چقد شکسته شدم

اما شوهرم مثل همون روزه

انقد تو زندگیش رنج ندا یشو کشیدم و دست بهش دادم همه چیو ساختم الان باباش از طریق شهرداری بهش ی چیزی رسیده پول دستشونه

الان دیگ منو حساب نمیکنه 

انگار پول مال اینه آنقدر براش خوشحاله

برا خوشحالی من تلاش نمیکنه اما برا خانوادش سرشم قربانی میکنه

من با بی پولیش ساختم اما این تا خانوادش یکم وضعشون خوب شد کلا منو گذاشته کناز

انگار اینو خانوادش یه تیمن  من تنها 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز