الان ک قضیه الهه رو همه میدونیم 💔💔روحش شاد 🌱
ولی یاد یه دختر عمه ام افتادم ک بنده خدا تعریف کرد چند سال پیش ، داشته پیاده جایی میرفته
یه ماشینه ازش یه ادرس رو میپرسه
و اون ادرس سر راستی بوده
و احیانا الکی پرسیدن چون میدونستن دختره برای همون محله
بعد دختر عمم با دست اشاره کرده همین پایینه ...
چون سر راست بوده دیگه ...
بعد راننده خودشو زده به گیجی
ک بیا سوار ماشین ما بشو ، ما رو ببر ، ما بلد نیستیم
دختر عمم زود دوزاریش افتاده بوده ، فرار کرده
هنوز چند سال گذشته ولی همیشه بحث جامعه و دزدی میشه ، اونو تعریف میکنه ک خدا بهش رحم کرده
و همیشه میگه خوبه به زور سوارم نکردن و ندزدیدن ...
و همیشه سر تعریف کردن اون ، بنده خدا یه حالی میشه
چون مطمئنه خطر بزرگی ازش رد شده
جامعه ترسناک
البته حق داره با ترس و ناراحتی تعریف میکنه ک خدا بهش رحم کرده ...
هنوز هنوزه یادش می افته ک چه قصدی بهش داشتن ، حالش دگرگون میشه
حواستون باشه 💔