البته میدونم اینجا قراره قضاوت بشم به اینکه شکم پرستم. اومدیم خونشون مسافرت البته.اندازه ی دو وعده خوراک مرغ و قارچ آوردیم امروز ناهار بردیم بیرون خوردیم.ساعت ۴ بعد از ظهر ناهارو خوردیم. تا برسیم خونه ساعت شد ۹. هی خواهرشوهر فکر کرد که چی درست کنم .تصمیم گرفت سیب زمینی چرخکرده درست کنه.بعد نون نداشتن ۵ تا نون باگت باریک مونده بود برای ۷ نفر. هی گفت برم نون بخرم شوهرم گفت نه نمیخواد بسه.اومدیم سر سفره به شدت کم اومد نون.بچه ها و من شوهر خواهرشوهر نصف نیمه خوردن سیب زمینی چرخکرده مونده بود نون نبود. البته کم کم میخوردیم برسه. خلاصه سفره جمع شد خواهرشوهرم گفت عه نون بربری تو فریزر گذاشته بودم.یا شوهرش گفت چرا برنج نزاشتی. کاری به چی درست کردنش نداشتم.من حتی پیشنهاد املت دادم ولی انصافه اینجور گرسنه بمونیم.