ما یه شوهر خاله داریم که هروقت هرجا شام و ناهار دعوت باشه حداقل دو ساعت دیرتر میاد ینی همه از گرسنگی باید بمیرن تا برسه ، اونوقت خالمم خیلی ناراحت میشه اگر کسی زودتر غذاشو بخوره بهش برمیخوره که منتظر شوهره اون نموندیم ، مامانه خودم اگر ما بگیم گرسنمونه چرا نمیاد ناراحت میشه و میگه نمردین که از گرسنگی ، حالا بعد از سه هفته شوهره من قراره ناهار بیاد خونه مامانم اینا و خب چون سرکاره کارش یکم طول کشیده ، مامانم یجوری پرید به خودش که خب یه امروزو نیم ساعت زودتر کارشو تموم میکرد الان برنجه من سفت میشه الان میسوزه انقد غر زد که دعوا درست کرد منم گفتم شما بخورید من وایمیستم تا بیاد باهم بخوریم ، اخرشم قهر کرد مامانم که چرا شوهره من نیم ساعت دیر کرد ، اینم بگم ساعت کار شوهرم دست خودش نیست استخدام شرکته ولی شوهر خالم ساعت کارش دست خودشه و کارش ازاده ، ولی چون اونا خواهر برادراشن و براش عزیزترن دوساعت دیرکردنه هربار اونا به چشمش نمیاد اما نیم ساعت دیر اومدن داماده خودش خار شده رفته تو چشمش چون از بچه های خودش بدش میاد
🌈به هرچی فکر کنی همون اتفاق میوفته پس وقتی فکرت دست خودته به چیزای خوب فکر کن🌈
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.