زنگ منکه میزنه همش میناله که من چند سال با مادر شوهر زندگی مردم زجر کشیدم شماها میرید رو خونه آماده و از این حرفا باز میگه ما اگر عروس باهامون خوب نباشه باهاش خوب نیسیم و خونش نمیریم چون با اون عروس هاشون خوب نیستن من نامزدم مادرش چند سال فوت شده بعد از فوت مادرشون این خواهر خیلی دورش بودن و این حرفا همش انگار دلشون میخاد واسش تصمیم بگیرن ب نامزدمم میگم میگه ب خاطر من چیزی نگو تا بریم سر خونه و زندگیمون چون این چند سال زحمت منو کشیدن نمیتونم چیزی بگم کلن دلشون میخاد من باهاشون خیلی صمیمی باشم ب نظرتون چیکار کنم؟
عزیزم داره همون اول گربه رو دم حجله میکشه. تو هم بگو احترام هر کسی دست خودشه. احترام احترام میاره. بدی هم بدی میاره .اگر مادر شوهر و خواهر سوهر خوب باشن عروس هم بیکار نیست خودش برا خودش دشمنی درست کنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم یه خدارو شکر میکنم ک خونم مستقل هس و نزدیک اینا نیس
از من بهتو نصیحت اصلا با مادر شوهر و خواهر شوهر صمیمی نشو... چون ممکنه اونا تعارف و احترام رو بزارن کنار و به بهانه صمیمیت یه حرفایی رو بزنن که شما رو ناراحت کنه و دختلت باشه تو زندگیتون
رسمی و معمولی باش. صمیمی نشو. فکر کن محیط کاری و اداریه، ادم تو محیط اداری یه سری حرفا رو نمی زنه و یه سری رفتار ها رو انجام نمیده. شما هم تقریبا چنین کاری باید بکنی
حد ومرز وخیلییی رعایت کن . این خواهره معلومه که از الان داره خودشو آماده میکنه برای دخالت کردن توی زندگی شما برای اینکه بیاد و بره و حسابی تو رو با مشکل روبرو کنه خیلی رسمی باهاش برخورد کن حتی جواب تلفنهاش هم یکی در میون بده