یک هفته بود بهش گفته بودم میخوام اونم چندبار هی نیومد هی ظهز میخوابید شب مبرفت دو ساعت قلیون میکشید ولی نمیومد سمت من دیشب دیگ بهش گلایه کردم ولی گفت من برای شب جمعه برنامه داشتم میخوایتم شب جمعه باهم باشیم بازم ناراحت بودم ولی خب ...
تا ابنکه رفتم دستشویی و دیدم پریود شدم (من مجبورا قرص اورژانسی خورده بودم و بخاطر همین پریودیم بهم ریخته بود)
از دیشب تالا جهنمی درست کردم واسه خودم و خودش
ولی حالم خیلی بده خوب نمیشم لجم گرفته اعصابم خورده
ما سر این مسئله بارهای بار دعوا داشتیم
شوهر من اگ صدسالم رابطه نداشته باشه ککشم نمیگزه ولی من نه من واقعا اذیت میشم چون همیشه همینطورب بودم اصلا ب همین دلیل ازدواج کردم و حالا همبن موضوع هم مثل دوران مجردبم شده دغدغه ام
امروزم جایی دعوتیم نمیتونم خیلی باهاش بد باشم لج میکنه نمباد ولی کل ابن هفته پیش رو میشم عین دیوار بی تفاوت ،دلم گرفته بود گفتم یکمی درددل کنم باهاتون شاید سبک شدم