صبح با رفیقم اومدم خونه رفیقم مس بود نشست آب میریخت رو صورت خودش هار هار میخندید فیلم فاطما گل قسمت ۳ رو میدید🤣🤣🤣🤣 منم نشسته بودم کلا حال خودمم نداشتم از بس قل...کشیدم مثل منگلا یه بچه مظلوم داشتم فیلمو نگاه میکردم
تف تو این زندگی چند قطره اشک با ارزشمو و مروارید های خوشگلم برای این فیلم و صحنه غمگین تج....اوز انداختم و ریختم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣