2777
2789
عنوان

بااین زن چه رفتاری داشته باشم

231 بازدید | 15 پست

بچها من داییم حدودا دوماهی میشه عقد کرده و رابطه من باایشون تا قبل از نامزدیشون عااالی بود شوخی و خنده زیاد داشتیم و اگر جایی میخواست بره من حتما همراهش بودم کاری داشتم حتمااا برام انجام میداد عاشق بچم بود همیشه هوامونو داشت و...

خلاصه تا نامزدی که کرد من خودم رابطم و کمتر کردم و یه مقدار رسمی شدم باهاش گفتم شاید نامزدش تازه وارد خانواده ما شده خوشش نیاد و دیگه درست نیست این مقدار صمیمیت...

ولی داییم خودش براش تعریف کرده بود

من مشکلی با ایشون ندارم و واقعا دوسش داشتم بهش هم گفتم من داییم و خیلی دوست دارم و رابطمون از رابطم با داداشم هم باهاش بهتره پس بالطبع خانمش هم دوست دارم شما برام خواهری و عزیز هستی چندبار هم خواستم باهاش ارتباط بگیرم تماس و پیام که متوجه شدم مایل نیست ادامه ندادم

متاسفانه چندباری که خونه مادربزرگم رفتم و ایشون هم بودن خیلی به من و بچم بی‌احترامی میکنن و من به حرمت داییم و زحمتایی که برام کشیده چیزی نمیگم به مادربزرگم گفتم من زمانی که نیکی خونه شماست نمیام و حدودا یکماهی نرفتم

دیشب رفتم و ایشون نبود ولی داییم بود نشسته بودیم یهو تصویری زنگ زد ب داییم گفت بگیر همه رو ببینم احوالپرسی کنم منو که دید گفتم سلام عزیزم چطوری گفت سلام عه از اتاق عمل بیمارستان اومدی؟؟؟( یه شومیز سبز دارم پوشیده بودم مسخره کرد) من زدم ب شوخی و اینا گفتم اره خندیدیم

دختر من دوسال و نیمه‌اس گفت کو نازنین؟ داییم گفت ببینش چقدر نازههه یهو گفت نخیر کِرم داره و دُم داره که به من سلام نمیکنه( بچه من کوچیکه هرکسی رو میبینه خیلی میگم سلام کن میگه من بلد نیستم میدونم شاید بد باشه سلام نمیکنه ولی این حرف هم لایق بچه من نیست)

یهو داییم گفت چی داری میگی گفت درست میگم چرا ب من سلام نمیکنه داییم از تو جمع پاشد رفت تو اتاق دیگه نمیدونم چیشد

منم گفتم دیگه خونتون نمیام فقط پاشدم دست بچم گرفتم اومدم خونه بعدم پیام دادم ب مادربزرگم گفتم اگر دهنشو نبنده دفعه بعد که دیدمش چیزی به خودم و بچم بگه یه جوری دهنش و میبندم که دیگه نتونه حرف بزنه

دلم نمیخاد بی‌حرمتی به مادربزرگم و داییم بشه و روابطم خراب شه ولی با این زن بی‌ادب چه کنم


یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

چند سالشه؟ 

ببخشید ک این رو هم میپرسم پوشش شما چجوریه پیش داییتون اخه تو همین سایت دیدم بعضیا حساس هستند سوال میکنم

🌸ممنون میشم اگر برای شادی روح مامان بابام صلوات بفرستید🌸

میدونم رفتارش درست نبوده ولی تازه نامزد کرده شاید یکم حسودی میکنه همین که شما بهش بی توجهی کنی کافیه خودش بعدا شاید متوجه بشه زیاده روی کرده

فقط 16 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

متنت طولانی بود نصفه خوندم 

اول اینکه همه زندایی ها اینجورن غصه نخور جلو داییتم میگیرن که مثل قبل نباشن یه حس حسادته تو وجودشون 

دوم اینکه تازه عروسه همه تازه عروسا فکر میکنن با ازدواج اپلود هوا کردن😂 

کلا کاری نمیتونی بکنی بکش عقب

چه بی ادب ، چ خوب ک درکشو داشتی و میگی شاید خوشش نیاد اون مقدار صمیمیت منو داییمو خوشم اومد از اخلاقت و خاکی بودنت

من دختر برادر شوهرم ( جاریم طلاق گرفته و دخترشو برده ی شهر دیگه زندگی میکنن) دختره از من بزرگتره و و ی س چار سالی از شوهرم کوچیک تر ۲۶ هست فکنم سنش

اسی باورت نمیشه چجوری با شوهرم حرف میزد قررررربون صدقه هم دیگه میرفتن منم اون موقعه نامزد بودم اگ داخل گروه شوهرم قربون صدقه من میرفت و یا برام چیزی میگرفت این بلال میشد و قهر میکرد با شوهرم و دیگه جواب شوهرمو نمیداد کاری کرده بود ک شوهرم دیگه با من نمیتونست چت کنه و یا تصویری  باهام حرف بزنه حالمو داشت بد میکرد ک دیگه نتونستم تحمل کنم و شوهرم ی جا حسودی دختره رو فهمید بالاخره و دیگه ن شوهرم و ن خودم باهاش هیچ ارتباطی نگرفتیم و گورشو گم کرد 

( دختر رو اصلا ندیده بودن خانواده شوهرم تز کوچیکی ک رفته بود تا الان الانم فقط مجازی نیومده شهر شوهرمینا اصلا) 

اینقدر رفتارش زشت و صایع بود ک همه فهمیدن و شوهرم ب خواهراش و برادرش گفته بود من نمیتونم ب زنم محبت کنم عین هوو ی زنمه 

چند سالشه؟ ببخشید ک این رو هم میپرسم پوشش شما چجوریه پیش داییتون اخه تو همین سایت دیدم بعضیا حساس هس ...

۳۲ سالشه

نه عزیزم خواهش میکنم من همیشه شومیز و شلوار میپوشم خونه مامان بزرگم میرم اونجا هم لباسم عوض نمیکنم خونمون هم گاهی داییم میومد تیشرت و شلوار ازاد....

چه بی ادب ، چ خوب ک درکشو داشتی و میگی شاید خوشش نیاد اون مقدار صمیمیت منو داییمو خوشم اومد از اخلاق ...

عزیزدلی 

اخه من متوجه هستم راحت بودن زیادی برا تازه عروسا خوشایند نیست ولی واقعا من حد و نگه داشتم انتظار این رفتار بی‌ادبانه رو ندارم واقعا

چه دختر بیشعوری بوده

خداروشکر شوهرت متوجه شد

متنت طولانی بود نصفه خوندم اول اینکه همه زندایی ها اینجورن غصه نخور جلو داییتم میگیرن که مثل قبل نبا ...

اره حق باشماست

واقعا دیگه کلا کشیدم عقب😂 بخدا من قبلا کلا تو فضای مجازی با داییم کلی صحبت و فیلم و عکس و... ولی از وقتی نامزد کرده استوریاشم نگاه نمیکنم😂

۳۲ سالشهنه عزیزم خواهش میکنم من همیشه شومیز و شلوار میپوشم خونه مامان بزرگم میرم اونجا هم لباسم عوض ...

خب پس علتش چیه، داییتون چیزی نگفت

🌸ممنون میشم اگر برای شادی روح مامان بابام صلوات بفرستید🌸
عزیزدلی اخه من متوجه هستم راحت بودن زیادی برا تازه عروسا خوشایند نیست ولی واقعا من حد و نگه داشتم ان ...


فکنم هیچکس مث اون دخترع بیشعور عوضی نباشه اخه ادم هنگ میکنه فک  کن عموت ب زن عموت بگه عشقم عمرم اون بسوزه بگه چرا ب من نمیگی چرا ب اون میگی عزیز دلت خانومته ن من کار ب حایی رسیذ ک خواهر شوهرم اومد ب شوهرم گفت واقعا زنت مهم تره یا اون ک خداراشکر دیگه دستشم رو شد 

اون قسمت از زندگیم ک این دختره ی عوضی بودو اصلا دوست نداشتم وقتی بهش فکر میکنم خیلی حالم بد میشه اسی خیلی خیلی خیلی 🤦🏼‍♀️🥲

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز