2777
2789

شنیدن نام دو آهنگساز مطرح آلمانی در کنار سریال «وحشی» شاید در نگاه اول مهم به نظر برسد، اما حقیقتش این است که موسیقی این سریال از همان شروع، دلِ بیننده را نشانه می‌گیرد. همان قسمت‌های اول، وقتی ترانه‌ای ساده و قدیمی پخش می‌شود، ما متوجه می‌شویم که این سریال فقط برای تصویر و داستان ساخته نشده؛ موسیقی هم در دل روایتش جا دارد.

وقتی در داستان، دو کودک معصوم قربانی می‌شوند، همان لحظه‌ای که یکی از آن‌ها با ترس و لرز ترانه‌ «می‌گذرم تنها از میان گل‌ها» را زمزمه می‌کند، چیزی در دل مادرانه‌مان می‌شکند. بعدها وقتی این صدا دوباره روی تیتراژ شنیده می‌شود، غم و فقدان در قلب ما زنده می‌شود. انگار موسیقی دستمان را می‌گیرد و همراه ما عزاداری می‌کند.

شروین حاجی‌پور هم با صدایش که حالا برای خیلی از ما نماد دلتنگی و اعتراض است، فضای سریال را تکمیل می‌کند. صدایش ما را یاد دردهایی می‌اندازد که همه با گوشه‌ای از آن‌ها آشنا هستیم: حذف شدن، نادیده گرفته شدن، تنهایی.

و در پایان هر قسمت، موسیقی آرام و لطیف حیدو هدایتی جایگزین فضای تند و تلخ سریال می‌شود. ترانه‌ای عاشقانه و غمگین که یادآور دلتنگی‌های عاشقانه است. انگار این آهنگ‌ها به ما می‌گویند: حتی در دلِ تلخی‌ها، هنوز می‌شود احساس کرد، هنوز می‌شود عاشق ماند.

موسیقی متن سریال هم هوشمندانه ساخته شده، با تم‌هایی که به ما اجازه می‌دهد احساساتمان را در طول سریال نگه داریم. به‌نوعی، این موسیقی‌ها مثل دوستی می‌مانند که دستمان را در سخت‌ترین لحظات می‌گیرد و می‌گوید: من اینجا هستم، با تو.

اگر بخواهید درباره تأثیر موسیقی بر داستان فکر کنید، «وحشی» برایتان مثالی عالی است. نه فقط به‌خاطر نام‌های بزرگ، بلکه چون موسیقی‌اش موفق می‌شود احساسات ما را لمس کند، مثل یک نوازش آرام بر روح.
سریال وحشی رو  اینجا ببین

تیک آبی تون و تبلیغ و پولبرای همین دلچسب نیست


چون ما فیلم نتیم و برای اینکه شما به ما اعتماد کنید باید تیک داشته باشیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز