لطفا کسایی که تجربه دارن و تو مواقع بحرانی درست تصمیم میسگرن کمکم کنن ...من ده ساله ازدواج کردم ...شوهرم بد نیست ولی خوبم نیست خیلیییی زود عصبانی میشه دوست داره همیشه بله چشم قربان باشم قبلا هرجااا میرفتم هیچی نمیگفت الان کاهی گیرمیده مه مثلا خونه.ی عمه و خاله ت لزومی نداره زود زود بری یا هرجای دیگه اذیت میکنه عصبی بشه داد میزنه نمیشه رو حرفش حرف زد بااااید هرچی گفت بگی چشم خوب کاهی منم موافق نیستم با نظرش ...از لحاظ خورد و خوراک و خرج برای بچم عااالیه برای منم خوبه چیزی لازم باشه میخره ولی نه همیشه ...دوست ندارم طلاق بگیرم مثل قبل بشه عااالیه...الان مشکل اصلیم اینع هرررشب با چندتا همسایه میره مغازع ی همسایمون همین روبرو خودمون میشینن پاستور و تخته میکنن هرررشب ساعت ۱۰ میره تا ۱۲ و من باید هرررشب خونه باشم تنها نه مهمومی میریم نه هیچی هفته ای یک بار خونه مامانم همییئن خیلبییی غصه میخورم ..دعوا کردم یا زبون خوش گفتن التماس کردم ناله کردم داد زدم فایده نداشت ک نداشت این در حالیه ک تو این ده سال حتی یک شب منو تنها نذاشته الان دو ساله هررررششششببب میره بیرون من چجوری میتونم این اخلاقشو ترک بدم
زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
خیلی بده نزار عادت کنه یه فیلم بازی کن نقشه بکش الکی بگو دزد اومده خونه نمیدونم یه همچین چیزی
واسه چند لحظه آرامش اومدم اینجا و در نتیجه حوصله بحث ندارم .شما درست میگی تمام ! اگه امضام رو خوندی و دوباره ریپلای زدی یعنی مشکل داری خودتو ب دکتر نشون بده
عزیزم این اهلاقش به مرور زمان ازبین میره ما تنها راحت عشوه کری به نظرم
مرو زمان چقد من پیر شذمم
زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه
زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه
زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه