خیلی از خودم بدم میاد
اصلا یجوری ام که میگم من اصلا لیاقت خوشبخت بودنو ندارم
هروقت برام خواستگار میاد میبینم وضع و قیافش خوبه زود ردش میکنم اصلا اجازه نمیدم پسره منو ببینه
چون میترسم پسندم نکنه و بیشتر از خودم متنفر بشم
اصلا دست خودم نیست این رفتارام
الان خالم برام یه خواستگار پیدا کرده عکس پسره رو بهم فرستاد ماشالله پسده قد بلند و چشم ابرو مشکی بود اصلا از اونایی بود که من خیلی خوشم میاد و وضعشم خوب بود
خالم بزور میگفت بزار بیان خونتون شماره مامانمو گرفته مامانه پسره که بیاد خونمون.
خیلی حالم بده
میدونم که پسندم نمیکنن و این بیشتر داغونم میکنه
اصلا پسندمم کنن من رد میکنم چون تو مغز خودم همش اکو میشه که من لیاقت خوشبخت بودنو ندارم
اصلا دلم نمیخواد ازدواج کنم بیشتر به کفن فکر میکنم تا لباس عروش