مادرشوهری که خیلی تعریفشو میکردم
فکر میکردم فرشته ست
همیشه احترامشو داشتم ، بهش محبت میکردم ، پنج ساله زیر زمین خونشونم با پسرشون میسازم
قسم های منو که میگفتم به عزای پسرم بشینم اگه من زده باشمش به جان پسرم من نزدمش رو نادیده گرفت و تو کوچه آبروریزی کرد و هرچی از دهنش در اومد بهمون گفت
برادر شوهرم گفت تو مشکل داری اصلا تو روانی چرا زدی تو سر شوهرت
خلاصه ، پاسگاه اومد و صورت جلسه کرد شوهرم میخواد ازم شکایت کنه ، و به همه میگه من زدمش
قسم قرآن هم به دروغ خورد ک من زدمش 🥲💔
همیشه همینه ، ۵ ساله زندگی من همینه
پر از دروغ و دو رویی و فحاشی و آزار روحی و روانی
دوساله دندونام خرابن هرکی میبینه میگه چقدر وحشتناکی
الآنم لثم آبسع کرده دندونام دارن میریزن
من چکار کنم؟🥲ی بچه ۳ ساله هم دارم
بچه رو خواست ببره ندادم