قبلن جریان رابطمو گفتم که ترکید توی تاپیک های قبلیمم کمی از اختلافاتمون گفتم ممنون میشم راهنمایی کنین
تقریبا بیست روزی ارتباطی نداشتیم از ۲۲ فروردین ب بعد پیامم میدادم میزد بلاک میکرد تا ۱۲ اردیبهشت که از کنکورم برگشتم، پیام داد و گفت میرم مشاور اینا و بازم ارتباطمون شکل گرفت
قرار بود بریم بیرون همو ببنیم که جایی همیشه میرفتیم خانواده اش خیای رفت و آمد دارن بخاطر کار و بار کشاورزی نمیشد بریم خودشم مجبور بود بره سرزمینا هرروز گفتم بهش حالا ک نمیشه بریم اونجا پیادع بیا ببینمت تو شهر گفت درستش میکنم اینا روز شنبه بعد کنکورم گفت میای امروز بیرون منم بخاطر نهاییا و کنکور خانواده ام کمتر میزارن بیرون برم گفتم والا مامانم میگه بزار آخر هفته برو ، میتونستم با اصرار جورش کنم ولی فک کردم اون درک میکنه و نمیخاد اصرار کنم ک همشم استرس داشته باشم سریعم بیام خونه
الان ادامشو میگم