سلام راستش آبجیم حدود چند ماه پیش با یه آقا پسری رل زد و اینجوری بود که پسره رفت دایرکت آبجیم و بهش پیام داد آبجیم قبول نکرد ولی چند وقت بعد با یه باکس گل و یه سری وسیله داد به آبجیم اونم وسط خیابون دیگه هیچی از اون طرف پدر مادرم فوق العاده مذهبی از این طرف آبجیم که جرئت کرده با یکی بره تو رابطه اما این کافی نبود آبجیم آخر شبا حدود 3 صبح با این آقا میرفت بیرون و مثلا 6یا۷ صبح میومد خونه و از خونه عمم با این آقا پسر میرفت جای پدرم جرئت این کارا رو نداشت حالا بعد چند ماه این پسره به آبجیم گفته که من چند ماه دیگه میرم یه شهر دیگه و آیندم مهمه پس روی من حساب نبند و آبجیم در جواب گفته من اصلا حسابت نمیکنم و اینا در صورتی که روز اول آبجیم گفته من حوصله رابطه چند روزه ندارم و ایشون گفته من تا آخرش هستم و خوب کم کم یه سری بحثا پیش اومد بینشون و قطع رابطه کردن و این آقا موقع کات خیلی به آبجیم توهین کرده ولی بعد چند التماس و تمنا و بیا برگردیم و بنظرتون آبجیم بعد اینهمه توهین چیکار کرده
آفرین برگشته دوباره تو رابطه باهاش حالا من هرچی میگم خوب نیست و اینا گوش نمیده آخه دختر آخر شب چرا باید بره بیرون تنها دلیلی که نمیتونم به پدر و مادرم بگم چون پدرم مطمعنن سر آبجیم رو از تنش جدا میکنه
حالا بنظرتون چجوری آبجیم رو قانع کنم