من شش ماه ازدواج کردم الان که دارم جواب میدم ...
همسرم تو پذیرایی خواب هستن و من از شدت گریه چشام پف کرده
سر چی ...؟
اینکه دعوامون شد دست روش بلند کردم و زدم تو گوشش اونم نامردی نکرد یکی زد تو گوش من ...
من بعدش گریه کردم اون گفت من از بدم میاد
چون دو میلیارد خرج عروسی دادم با تو موندم واگر نه هم خونه هستم باهات. حسی بهت ندارم
هزار تا دختر بهتر از تو هم برا من بود ...و...
من موقعی که انتخابش کردم تو رو همه وایستادم به خاطرش امشب گفت اگه مامان تو آدم بود دخترش اینقدر ول نبود ... و الانم دارم به طلاق فکر میکنم همسر شما هم در همین حد بود ؟
منتهی من از طلاق میترسم چون بعدش نمیدونم ریاکشن خانواده ام چیه