خانوما احتیاج دارم اتفاق امروزمو از یه عریبه بی طرف بخوام بشنوم حق با منه یا همسرم
همسرم توکار خونه زیادی حساسه مثلا اگه قراره ظرف ها شستع شه میگه من خستم میرم سرکار تو پاشو زود بشور بذار نمونه
حالا من یه آدم نرمالم نه کثیفم نه وسواس
اینم وسواسی نیست فقط عجوله حساسه ظهر پودر ریختم توالت بشورم برقا رفت تاریک شد گفتم منتطر بمونم بیاد بعد بشورم
از یه طرفم کلی خونه مرتب کرده بودم
فقط مونده بود وسایل های طبیعت زفتنمون رو ببرم انباری گفتم بذار غروب
یهو غروب مهمون اومد خونه مادرم ۲ ساعت رفتم اونجا تا اومدم شد ۶ونیم
اقا ۵ برکشته از سرکار زنگ زده برگرد توالتو نشستی این چه وضعیه پودر ها خشک شده وسایلو نبردی بالا
برگرد
منم تا ۶ونیم برنگشتم ولی خیلی دلم شکست گفتم من ارزش اینو ندارم یه کار خونم بمونه برا بعد مگه من مستخدمم