خودم دانشجوئم، پزشکی ۲۲سالمه(میدونم سنم کمه منم تا فارغالتحصیلی قصد ازدواج ندارم و قضیه فقظ آشناییه)
با یه نفر آشنا شدم از طریق یهدوست مشترک ایشون الان ترم ۱۲ هستن دندون میخونن، چندوقت دیگه فارغالتحصیل میشن، الانم تو یه کلینیک کار میکنن
به من پیشنهاد آشنایی دادن منم چون خیلی مودب و باشخصیت و واقعا بااخلاق بودن اونلحظه قبول کردم ولی الان که باید باهاشون برم سرقرار پشیمونم
با خودم میگم من باید حتما با یکی از همکاران خودم ازدواج کنم که شرایط مارو درک کنن، ایشون الان خب درکی از شیفتشب و آنکال شبعید و... ندارن
همچنین میگم یه موقع نخوان مثلا پرستیژبالاتر رشتشون رو به رخمن بکشن، من اصلا به پزشکی علاقه داشتم که رفتم وگرنه با رتبم دندون هم میاوردم
اصلا دنبال روابط سطحی نیستم که حالا بگم برم اونجا هرچی شد، نمیخوام وقت خودم و ایشون رو بگیرم الکی
ولی مامانم خیلیییی از ایشون خوشش اومده الان از دیروز که گفتم میخوام تمومش کنم کشته منو، همیش میگه پشیمون میشی و فلان🤦♀️🤦♀️
نظر شما چیه