بعضی وقتا دوسش دارم خوبیم خوش میگذره
ولی تا یه حرکتی می بینم ازش میخوام سر به تنش نباشه میزنمش فحش میدم محلش نمیدم نفرین می کنم مثل روانیا خود خوری می کنم
کلا موقعی که همه چی خوبه متوسط خوبم ارومم ابراز علاقه نمی کنم خوشم نمیاد یه حالت بهم بر میخوره چرا من حس می کنم پرو میشه
ولی خدانکنه جرو بحث کنیم یا یکاری گفتم نه میاره
خودمو به درو دیوار میکوبم صد درجه بدتر میشم
مثلا ظهر بهش گفتم میخوام برم خونهی مامانم گفت ده دقیقه کارم تموم میشه میرسونمت داشت ماشین پدرشوهرم درست میکرد پیش اونا هیچی نگفتم اومد خونه جیغ زدم گریه کردم خود خوری گفتم چرا نزاشتی خودم برم گفت بخدا فک کردم میگی منو خودت برسون کلا منظورم اینه تو عصبانیت کنترل خشمم ندارم نه تنها با شوهرمم با همه
عصبیم کنن خون جلو چشامو میگیره