همیشه فکر می کردم هیچ خواهر و برادری واقعا همو دوست ندارن
یا پدر و مادرا همشون باهم دعوا می کنن
یا عروس و مادرشوهر همسایه باشن یعنی فاجعه!
همه ی خواهرشوهرا بدن و همه ی جاری ها حسودن و رقیب محسوب میشن
ولی اینا همه ش تو خانواده ی من بود...
من تو خانواده ای بزرگ شدم که ظاهرشون مجلل ولی باطنشون متشنج بود
ولی وقتی ازدواج کردم فهمیدم خانواده شوهرم چقر ادمای خوبی ان... 2 تا خواهرو 2 تا برادر از جون واسه هم مایه میذارن در حالی که من با خواهرم فقط کارمون جر و بحث بود
جاری مهربونه خواهرشوهرا از اون مهربونتر
شوهرم بابا و مامانشو خیلی دوست داره خیلییییی زیاد
در حالی که من همیشه ارزو میکردم از پیششون برم و ازشون دور بشم
اونا به همدیگه اهمیت میدن... نمیگن فقط من میگن ما!
وضع مالیشون خوبه ولی خیلی خاکی ان اگه نشناسیشون اصلا متوجه نمیشی
من تنها خانواده ی واقعی که از نزدیک دیدم اینا بودن