دوس پسرم برا یه قرار داد کاری رفته تهران، ماموریت
من عصر بهش زنگ زدم گفتم کجایی تو فکرت بودم یهو دوق زده شد صدامو گذاشت رو بلند گو گفت بگو چی گفتی
منم دوباره گفتم تو فکرت بودم
بعد رییسش یهویی سلام کرد و بعد گفت کاش ما یکیو داشتیم حالمونو میپرسید،
بعد گفت نمیترسی ما دوس پسرتو اینجا بدیم به یکی دیگه
منم فوری گفتم: چیزی که زیاده پسر
بعد دوس پسرم گفت خدمتت میرسم خدافظی کرد
خیلی جواب ضایعی دادم؟؟؟