سلام
من ۱۸ سالمه
و تا الان فقط یه رفیق پسر داشتم
ک رابطمون فاب و رفاقت ساده بود
این طرف ماهم ۲۴ سالشه
ک بعد هفت هشت ماه همینطور رفاقت ساده بهم پیشنهاد داد ک روت کراشم و اگر منو لایقت بدونی رابطمونو جدی کنیم
از طرفی هم قبل این حرفش یه مشکلی براش پیش اومده بود و از من کمک خواسته بودم و منم همه جوره میخواستم کمکش کنم
ب همین خاطر هم پیشنهادشو خیلی زود قبول کردم ک باهاش صمیمی تر شم بتونم راحتتر بهش کمک کنم
آدم مغروری هستم و سرسخت اما تو این مورد نمیدونم چرا انقد زود وا دادم
همینطور رابطمون جدی شد
اوایلش خیلیی باهام خوب بود
دائم تعریف و تمجید از منو
همه جوره هوامو داشت
همیشه خودشو دست پایینتر از من میگیره یه روز برگشت گفت از من چی میخوای
چطور آدمی باشم برات
منم همین فکر یا ترسمو گفتم(مبادا یه روزی ب خاطر اینکه من خیلی آسون اوکی شدم رنگ عوض بکنه و من براش تکراری بشم)
برگشت گفت نه بهم اعتماد کن همیشه همینطور دوستت خواهم داشت و از این حرفا
روزی ک این حرفو زد و قول داد همیشه همینطور بمونه این از فرداش تغییر کرد