2777
2789

مادرم تا پای سکته رفت ❗بخاطر مادر اشغال بی خاصیتش که باعث دوری پدرش و خودش و همه ماها شده باعث شده سالها مادرم و همه ماها و  خاله ام و داییم پدربزرگمو نبینن 

انقدر تمام بدنم از شوک بی حسه و نفهمیدم که چی شده نمیخوام بحثو باز کنم فقط متوجه شدم که مادرم از دور باباشو دید از شدت دلتنگی انقدر نک نک زد و گریه و جیغ زد که بیهوش شد و حمله عصبی بهش دست داد

من قبلا بیشتر از ۶ بار پنیک کردم ولی امشب مادرم اینجوری شد  وسط خیابون تو ماشین یهو چشماشو بست از حال رفت ، حالا هی به بابام میگم وایستا میگفت نه نه (هل کرده بود قرمز شده بود) بلاخره وایستاد تا بره اب بخره ، مادرمم همینجوری دست و پاش اویزون عین مرده ها بود رنگش ، من ی لحظه همه چی برام وایستاد گفتم یا حضرت زهرا تورو به حق اشک بچه هات منو بی مادر نکن ماساژ قلبی دادم چک زدیم هرکاری کردیم تا بلاخره بهوش اومد فقط جیغ میکشید

رفتیم مغازه نحس پدربزرگم تا پدرشو ببینه برادر کوچیکشم تا‌اینو دید بدش اومد و مسخره میکردمون (مادربزرگم برای داییم جادو نوشته و علاوه بر این داییم افسردگی شدید داره و کلا این مادربزرگم بچه هاشو دونه دونه از درون کشت)

امشب مادرم هیچی نمیفهمید فقط گردن باباش فشار میداد و جیغ میزد ، منم دوست داشتم همونجا بیوفتم بمیرم تا قیافه شون نبینم

خدا شاهده همینا دلیل ناله کردن بی صدای من تو سه نصفه شب بودن قلب منو تیکه تیکه کردن انداختن کنار

مادرم بعد از اینکه دیدشون چون خودم قبلا سابقه پنیک داشتم گفتم باید بریم دکتر ی سرم بزنه ، تا بریم من نصفه عمر شدم گرفتمش تا رفتیم درمانگاه رو اولین صندلی نشست و نفسش بالا نمیومد مردم دلشون سوخته بود یکی میگفت اب بزنید گردنشو ی خانمه ام که شال کرم گذاشته بود الهی همیشه دعای امام مهدی پشت سرش باشه چقدر بهمون کمک کرد من دستام حس نداشت با من مادرمو کول کردیم تا بردیم دراز کشید

ی دیازپام بهش زدن و خلاصه انقدر ماجرا کشیدیم تا اروم شد

الان دوست دارم نعره بکشم انقدر جیغ بزنم ، دوست دارم برم بخوابم تو خاک تو قبر راحت با خدا درد و دل کنم از دست آدما

لبیک یا مهدی🌱

اصلا برام مهم نیست که کسی این تاپیک میخونه یا نه

فقط نشستم رو تخت درمانگاه دستامو گذاشتم رو چشمام بی صدا گریه کردم بنده خدا دوتا خانم مریض منو خیره نگاه میکردن ، ی چیزی هنوزم داره تو گلوم خفم میکنه

لبیک یا مهدی🌱

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ای خدا چی بگم از دست این به ظاهر انسان که باعث نابودی بقیه هستن 

توام غصه نخور کاش مامانت یکم ازین همه فشار و استرس کم کنه. گاهی یجایی با پدرش قرار بذارن همو ببینن 


 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

خدا بهتون ارامش بده

پدربزرگت چه حسی داره نسبت به مادرت؟دعواشون سرِ چیه با مادربزرگِ عفریتت؟

خدای مهربونم سیپورت.دوستِ مجازی جان توی یه تاپیکت موافقتم و توی یه تاپیک مخالفتم پس دعوا نداریم😁

اسی میشه همه ایناروکه نوشتی تو۳خط توضیح بدی؟

مادربزرگ شون اجازه‌ نمیده که مادر اسی یعنی دختر خودش بره دیدن پدرش. امشب مادر اسی حمله عصبی بهش دست داده تا رفتن مغازه پدربزرگ اسی و مادر اسی پدرش رو دیده و بعدش  اینا رفتن درمانگاه.

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ای خدا چی بگم از دست این به ظاهر انسان که باعث نابودی بقیه هستن توام غصه نخور کاش مامانت یکم ازین هم ...

شاید باور نکنی ولی مادربزرگم با همه خاندان و خانواده قهره

باعث مرگ جدم شد

باعث سکته کردن داداشش شد

باعث بدبخت شدن و اواره شدن خالم و اون یکی خالم شد هردوتا تو اوج بی پناهی بودن

باعث حمله عصبی من بود

الانم که مادرم به فنا داد ، واسه دایی کوچیکم خاله بزرگم شوهرش دعا نوشته که ازش فرمان ببرن ، خاله کوچیکم امار که میداد قبلا هربار اینارو میگفت و ناله میکرد

لبیک یا مهدی🌱

دور سرت بگردم بیا بغلم 🫂😔😔😔

بخدا من پناهی جز خدا ندارم ، دیشب زانومو جمع کردم تو شکمم گوده گوده رو بالشم اشک ریختم از درون انقدر داد زدم تا بیحال شدم تمام چشمام میسوخت ولی وقتی مادرم با من صحبت میکرد با خنده جوابشو میدادم در صورتی که انقدر بهم فشار وارد شده بود تک تک سلولای مغزم درد میکرد

من که از این دنیا چیزی نمیخوام ، فقط ی جای کوچولو تو بهشت و دوستی خدا برام بسته بقیه همش گور بابای این دنیا

دنیا همش به درد دوست داراش میخوره من چیزی به جز ی تیکه قبر نمیخوام که توش بخوابم با خدا خلوت کنم

لبیک یا مهدی🌱

اسی مامانت یک خانم پخته که بچه بزرگ داره چراباید هنوز بحرف مادرش گوش بده شماباهاش صحبت کنین اول بروپ ...

گفتم که مادربزرگم مخ پدربزرگم شست و شو داده اجازه نمیده با ما صحبت کنه تو فکر کن من نوه رو که رفتم روز پدر بهش تبریک بگم بی محلی کرد با بغض اومدم بیرون و چند روز بعدش از شدت غصه نصفه شب قلبم نکشید حمله عصبی بهم دست داد رفتم دکتر 

اخه بعضی از بچه ها میرن والدین یا پدر مادربزرگشونو میذارن سالمندان بدترین کار ممکنو باهاشون میکنن تو خانواده ما برعکسه مادربزرگ ما بچه هاش و نوه هاش تو جوونی پیر کرده سکته داده 

کجای دنیا دیدی اخه ، اخه من از کدوم درد بگم که متوجه بشین

لبیک یا مهدی🌱

طفلی مادرت چقد دلتنگ بوده کاش حالا چن وقت یه بار بره سر بزنه به باباش دخترا بابایین

والا من اینجا گفتم ی جوری مادربزرگم دوری میندازه بین کل فامیل و مغز پدربزرگمو شست و شو داده من نوه شو که رفتم پیش پدربزرگم یکم بغلش کنم بو بکشمش بوسش کنم تحویلم نمیگیره بد حرف میزنه

بعدشم که بهم بی محلی کرد از غصه مریض شدم


لبیک یا مهدی🌱

گفتم که مادربزرگم مخ پدربزرگم شست و شو داده اجازه نمیده با ما صحبت کنه تو فکر کن من نوه رو که رفتم ر ...

الهی بگردم اشکال نداره عزیزم فکرنکنین ندارینشون فکرکن تودنیا فقط خانواده خودتونه هوای مادرتوداشته باش

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  13 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  13 ساعت پیش