یه روز دخترم اومد در مورد مومو ازم سوال کرد خیلی برام عجیب بود بهش گفتم یه عروسک مسخرست و بهش فکر نکن
بعد از مدتی متوجه شدم بچه هام میترسن تو اتاق تاریکنمیرن موقع دستشویی رفتن درو باز میذارن تو حموم چشاشون رو نمیبندن دخترم به مرحله ای رسید که دیگه دستشویی نمیرفت و بعد از مدتی عفونت ادراری و تکرر ادرار گرفت
این میون هرچقد من اصرار میکردم برام تعریف کنن چه اتفاقی افتاده قبول نمیکردن به هم نگاه میکردن و هر دو یه جواب میدادن که هیچی نیست
ادامه 👇🏼