از بچگی همش مورد تمسخر قرار می گرفتم
همیشه واسه بقیه خوب می خواستم ولی کسی برای من خوب نخواست
انقد آدم ساده ای هستم که به همه اعتماد می کنم و فک می کنم همه خوبن ولی بعد از چند مدت می فهمم که طرف چ آدمی بوده و من نمی دونستم
از بچگی هیچکی دوستم نداشت
تو خانواده تو مدرسع همش ی آدم تنهام
از اونایی هستم که خیلی مهربونم و همه بخاطر این ازم سواستفاده می کنن نمی تونم آدم بدی باشم
بخاطر اینکه پوستم سبزه هس همه بهم طعنه میزنن
انگیزه ای واسه درس خوندن ندارم همه رو بالاتر از خودم می دونم خودمو ی آدم پوچ بدبخت می دونم اعتماد به نفسم ندارم نمی تونم از حق خودم دفاع کنم تو مدرسه ی آدم ساکت که هر چقد بهش بد بگی و بدی کنی بازم میبیخشه خودمو ی آدم خنگ می دونم
انگیزه ام کور شده از بس همه می گن من نمی تونم
ی افسرده شدم که حوصله خودشم نداره
دیگه واقعا امیدی به هیچی ندارم به هیچی
😔😔