بعد اون کت و شلوار نقره ای پوشیده بود اصلاح کرده بود دسته گل دستش بود ببین اینطوری بود یه لحظه من عروس بودم یه لحظه آجیم رفتم پیشش خطبه ی عقد بخونیم بهم گفتش من و تو هیچ وقت نمیتونیم با هم ازدواج کنیم بفهم من میخوام بمیرم بعد همه شروع کردن گریه و زاری و شیون
بعد جیغ زدم از خواب پریدم تعبیر چیا ؟
خدایا، خودمو به تو سپردم.... 🌱به کوری دو چشم دشمنانش فقط حیدر امیرالمؤمنین است❤️🌱
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.