امشب شب خیلی بدی بود برام
تو تاپیک قبلی هم گفتم رفتاری که امشب بابام باهامون کرد خیلی وحشتناک بود انگار که جنون بهش دست داده باشه.
اصلا اون تصکیر از ذهنم پاک نمیشه چطور به زور داداش کوچولومو داشت رو زمین می کشید.
قضیه اینکه پدر و مادرم در صدد طلاق هستن عصر هم سر همین بحثشون میشه میرن خونه مادربزرگ پدریم.اونجا هم بحث می کنن نمیدونم چرا بابام به زور اومده بود من و داداشمم ببره اونجا اونم با چه داد و فریادی...
بدترین فوشارو بهمون داد انگار نه انگار که از خون خودشیم...
من الان سوالم اینکه بخاطر همینم نگرانم بعد از طلاق میتونه بهمون آسیب بزنه؟
میشه اگر تجربه ای راجع به طلاق داشتید بگید؟ ؟؟
چطور میتونم به دادگاه ثابت کنم از لحاظ روان اصلا آدم سالمی نیستش ؟؟؟
من اصلا نمیخوام باهاش بمونیم ولی مجبوریم از همین میترسم