پدرشوهرم یه خونه باغ کوچولوتو یکی از روستاهای اطراف شهرمون خریده گاهی وقتابره اونجابمونه اونجایه اتاق کوچیک داره ازکف تاسقف کاشیه 8ساله خریده اون اتاقوگندبرداشته هربارمن به مادرشوهرو همسرم میگم بیایین تمیزکنیم یکیشون میگیره میخوابه همسرمم پامیشه ماشینو انگولک میکنه به خدایه بوی گندی میادتامیریم میآییم من به زور میشینم فرداهم قراره بریم اونجا😩😩😩😩😩