امشب من رفتم بچه ها رو بخواباند و بعد از اینکه اومدم بیرون از اتاق بچه ها مثل خیلی از شب ها که تا سحر بیدارم و سحری میپزم رفتم به کار خودم رسیدم و چون زود بود واسه پخت و پز با گوشیم چرخ میزدم اینستا . همسرم با حالت قهر از اتاق اومد بیرون و یه چرخی تو خونه زد و رفت تو اتاق ازش پرسیدم چرا ناراحتی هیچ جوابی نداد .و مثلا خوابید نیم ساعت بعد دوباره با همون حالت قهر اومد مسواک زد و گفت منو واسه سحری بیدار نکن . عادتشه وقتی قهر میکنه غذا یی که میپزم رو نمیخوره . دوباره ازش پرسیدم چی شده هیچی نگفت و فقط گفت میخوام بخوابم برو بیرون . حالا به نظرتون واسه سحری اصرار کنم بیدار شه یا بیخیالش شم بذارم بدون سحری روزه بگیره بيست دقیقه قبل صداش زدم نیومد سر سفره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 🌷 دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️