همش بهم میگه کم اجیل و شیرینی بخور معدت بهم ریخته تو خواب خودت نمیدونی اما زارت و زورت بلنددد میکنی
بعد خالم همسایه دیوار ب دیوارمونه
دیشب مامانم خونه خالم بوده همونجا دو تا خواهری پیش هم خوابیده بودن چون شوهر خالم نبوده خالم تنها بوده مامانم رفته بوده پیشش
بعد میگه شب از صدای گ…ز تو از خواب پریدیم
فک کن یه خونه اونورتر مگه ممکنه؟
انقد حالم بده حس میکنم میخواد گولم بزنه شیرینی اجیل نخورم
از ی طرفم میترسم واقعیت باشه وابروم رفته باشه پیش خالم
وای هم خندم گرفته همحالمبده