سلام دوستای گلم
سال نوتون پیشاپیش مبارک...
شوهرم که اومد خواستگاری فقط و فقط یه ماشین مدل پایین داشت...نه پس اندازی نه پشتوانه....۵ ماه بعد عقد عروسی گرفتیم و یه خونه ۵۰ متری اجاره کردیم و منم کلی جهاز برده بودم که اونجا جا نمیشد...من هیچوقت مستاجر نبودم و خیلی استرس داشتم از مستاجری و اجاره ها و پیش پول..بنابراین از هموم اول راجع به خرید خونه حتی همون خونه ۵۰ متریو با شوهرم صحبت کردم ولی اصلا درک نمیکرد...از وام گرفتن بدهکاری و این داستانا میترسید...خودم توکل برخدا کردم و با نور امید بعد از یه سال و ۶ ماه مستاجری دنبال خونه گشتم...در این حین همزمان چندتا وام از ودیعه و طرحای مختلف از بانک گرفتم و خلاصه بعد پیدا کردن خونه اونم قدیمی و به اندازه تلاشمون با یه مقدار پول نقد و چک فروش طلاهام رفتم محضر تنهایی قرارداد بستم و قصه از اونجا شروع شد...شوهرم ماشینش فروخت یه مقدار پول قرض کردیم از اشناها حدودا ۳ ماه طول کشید تا پول جور شد...لحظه های پر استرسی بود برای جور کردن پول ولی ارزش داشت..خلاصه بعد از چندماه سختی کشیدن اومدیم خونه خودمون و امسال اولین عید خونه خودمون هست و از اینکه صاحبخونه شدم خیلی خوشحالم کار کردن توی خونه خودت خیلی لذتبخشه...
امیدوارم این حال خوب نصیب همه ی مستاجرا بشه
یادگاری بمونه ۱۴۰۳/۱۲/۳۰