برادرم و خانومش بحثشون شده
امروز خانومش با من حرف میزد
گفت دیگه اصلااا نمیخوام براش غذا و ... بزارم
امروز هم که میخواست برای چند روز بره سر کار اصلا از جام بلند نشدم و هیچی برای توی راهش نزاشتم
خیلی ناراحت شدم و دلم برا برادرم سوخت ولی خب چیزی نگفتم به زن داداشم