سلام من ۱۹ سالمه
دوتا بچه ایم یه خاهر دارم از خودم ۵ سال بزرگتره ازدواج کرده وضع مالی شوهرش زیاد خوب نیس
هر موقع خانوادم بخان برام چیزی بخرن به وضوح حسادت خودشو نشون میده یا تو روشون میگه چقد شانس داره این ک انقد خرجش میکنید
الان میخاسم برم کامپوزیت کنم دندونامو اومدم خونه اینا با مادرم رفتم دکتر برا انجامش خلاصه نشد ک انجام بدم برگشتم اومدم وقتی اینو فهمید از ته دلش خوشحال شد
خیلی تسلط داره رو مامانم یسره باهم غیبت منو میکنن منم واقعا خودمو تنها حس میکنم خیلی دلم میگیره اشتباهای گذشته مو یسره با مامانم میکوبن تو صورتم کسیو نداشتم درد و دل کنم بخاطر همین اینجا تاپیک زدم 🥲