2777
2789
عنوان

تصمیم درست چیه

239 بازدید | 36 پست

منو همسرم تازه ازدواج کردم چند ماهی تو شهر زندگی من خونه گرفتیم به صورت موقت ولی الان کوچ کردیم به شهر محل زندگی همسرم،دوران نامیدی مادرش باعث اختلاف بین ما میشد و با همسرم مدتم دعوا میکرد سر هر چیزی(نه اینکه موضوع بحث من باشم ها) و همسرم هم مدام از دستش مینالید حتی شب مراسم شیرینی خورانم باعث شد و تا ساعت ۲ نصف شب فقط گریه کنم و روز مراسم چشمام به شدت پف کرده و زشت شده بود ،اینا رو گفتم بگم که یه سری کارایی کرده که دلم نسبت بهش صاف نیس

الان که اومدیم خونه جدید از همسرم خواسته یه دسته کلید اضافه از کلید های خونمون رو بدیم دست اون بمونه،به بهونه این که اگه گاهی لازم شد وقتی ما خونه نبودیم اونا بتونن بیان خونه ما و اون مشکل رو رفع کنن،قبلا که شهر من زندگی می‌کردیم هم یه سری ما مسافرت رفته بودیم مادر خودم به من گفت یدونه کلید کاش بدین دست من باشه تا وقتی نیستین بیام به خوندن سر بزنم ولی من به مامانم جواب سر بالا دادم چون با خودم فکر کردم شاید همسرم دوست نداشته باشه کلید خونمون رو بدم دست خانوادم

همسرم هم فوری رفته بود یه دسته کلید درست کرده بود داده بود بهش بدون اینکه اصلا به من بگه.چند روز بعد همسرم بهم گفت که این کارو کرده و من دلخوری کردم که نباید اینکارو میکرد چون من احساس خوبی ندارم کلید خونم دست کسِ دیگه ای باشه و همونطور که من به خاطر تو کلید به خانوادم نداده بودم انتظار دارم توام منو درک کنی،این کلیدی که دست مادرشوهرم بود خوب باز نمیکرد و مادرشوهرم داده بود که همسرم ببره کلیدساز درست کنه بده بهش،ولی همسرم چون من دلخور بودم هی تعلل کرده بود،انگار مادرشوهرم حدس زده که دوست نداریم کلید بدیم بهش(شاید هم همسرم چیزی از دهنش دراونده)به همسرم گفته بوده که من خونتون نمیام و فلان و ناراحتی کرده بوده انگار پیش برادر شوهرم هم دلخوری کرده بوده که اینا چرا کلید نمیدن مگه من قراره برم خونشون چیکار کنم،

دیروز دوباره همسرم بدون اینکه به من بگه کلید رو داده به برادرشوهر که بده به مادرشوهرم  و امروز اینو به من گف،من هم با دلخوری فقط همین جمله رو گفتم که نظر من برات مهم نبوده که رفتی دوباره کلید دادی بهشون دیگه الان چیکار کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

و یه دعوای بزرگ شروع شد بین منو همسرم،همش میگه این دلیل نشد که تو دوست نداری کلید بدیم بهشون یه دلیل درست حسابی بیار لابد فکر میکنی قراره قایمکی بیاد خونه جادو جمبل بیاره و فلان،بهش گفتم به جز این موضوع که نظر من تو این تصمیم مهم نبوده موضوع دیگه اینه که تو اصلا قبلش چرا با من مشورت نمیکنی هم بار اول هم بار دوم،میگه من حق تصمیم برا زندگیم ندارم؟من گفتم زندگی مشترکه باید دوتامون برا یه تصمیم راضی باشیم پس اونوقت از نظر تو من حق تصمیم برا زندگیمون ندارم،

چرا واضح حرفتونو نمیزنید؟ بگو آره. جز این چه دلیلی داره اصرار کنه بهش کلید بدی؟ اینکه راه ورود به حریم خصوصیتو برای دیگران باز کنی دلیل درست حسابی میخواد نه برعکسش. اگه قراره هرکی از راه رسید بی مشورت تصمیم بگیریم وسط زندگیمون باشه منم بی کس و کار نیستم. بشین که بیان و اون موقع شاکی نشو. پایان بحث و رها کردن طرف که خودش فکر کنه

فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم..‌. تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.
چرا واضح حرفتونو نمیزنید؟ بگو آره. جز این چه دلیلی داره اصرار کنه بهش کلید بدی؟ اینکه راه ورود به حر ...

دوست داشتم بدون دلخوری همسرم تصمیم منو هم درک کنه نمیخواستم چیز بدی درمورد مادرش بگم و گارد بگیره و بین منو همسرم اختلاف پیش بیاد،ولی درنهایت یه دعوایِ گنده شد و خیلی بد شد،الانم گفته مادرم فهمیده یه مشکلی هست که کلید رو نداده بودیم بهش و منم میخوام برم کلیدو از مادرم بگیرم و قطع رابطه کنم باهشون

مادرش برای چی کلید میخواست؟



دلیل اش اینه که:اگه شما دوتاتون هم سرکار بودین و یه مدرکی لازم داشتین من برم بیارم براتون بفرستم،دیروز هم که همسر حواس پرتِ من وقتی من شهر خودمون بودم کلیدو جاگذاشتع تو خونه و در بسته شده مجبور شده کلید ساز بیاره درو باز کنه برا همین یه دلیل بزرگ پیدا کرده که هر سری نمیتونم برم کلید ساز بیارم

دوست داشتم بدون دلخوری همسرم تصمیم منو هم درک کنه نمیخواستم چیز بدی درمورد مادرش بگم و گارد بگیره و ...

اگه واضح و جدی حرفتو بزنی و به موقع سکوت کنی کار به دعوا نمیرسه. حتی شوهرتم میزنه به ننه غریبم بازی تو خونسرد بمون.

الانم که دعوا شده بذار بره بگیره دیگه از حرفت کوتاه نیا. حتی اگه مطمئنی اشتباه کردی هم تو این مرحله عوض کردن حرفت بدترین ضررو به زندگیت میزنه‌. تو روابط شوهرت و مادرشم دخالت نکن. قطع رابطه کنن، دعوا کنن، حتی همو بکشن تو هیچ نظری نده

فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم..‌. تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.
اگه واضح و جدی حرفتو بزنی و به موقع سکوت کنی کار به دعوا نمیرسه. حتی شوهرتم میزنه به ننه غریبم بازی ...

همون اولش هم که قرار بود بیایم این شهر اولش گفت نزدیک مامانم اینا خونه بگیریم من مخالف کردم،و جای دورتر گرفتیم،ولی قول داده بود که مادرش اهل دخالت و اینا نیست،و الان هنوز ده روز نشده اومدیم شهرشون که این بساط شروع شده

دلیل اش اینه که:اگه شما دوتاتون هم سرکار بودین و یه مدرکی لازم داشتین من برم بیارم براتون بفرستم،دیر ...

خب خودت با اژانس اینجور مواقع برای شوهرت کلید بفرست 

چرا مادرش حالا بیاد کلید بده یا خودش بره

اینجور اتفاق ها زیاد پیش نمیاد

اگه دلیل مادرشوهرت اینه ، بهش کلید بدین 

ولی کلید خونتون نباشه 

مادهم هیچوقت ازش مدرک نخواید

❌❌ لطفا لایک نکنید ❌❌
اگه واضح و جدی حرفتو بزنی و به موقع سکوت کنی کار به دعوا نمیرسه. حتی شوهرتم میزنه به ننه غریبم بازی ...

من میگم اگه مادرش قصد بدی نداشت همون اول که متوجه شد ما دو دلیم کلید بدیم بهش یا نه ،باید کلا منصرف میشد و دلش نباید میخواست دلخوری درست کنه و باید خودش کنار میکشیو و حرفشو پا پیش نمیکشید،نه اینکه هی ناراحتی کنه که چرا کلید نمیدن،نظر من درسته یا دارم بدبین ام؟

خب خودت با اژانس اینجور مواقع برای شوهرت کلید بفرست چرا مادرش حالا بیاد کلید بده یا خودش برهاینجور ا ...

به من اصلا نگفته بود که،من دیروز خونه مادرم تو شهر دیگه بودم همسرم تو خونه خودمون دیروز همه این اتفاقا افتاده تصمیم گرفته اجرایی کرده حالا امروز که اومده بود دنبال من منو ببره خونمون تو راه گفت

خب خودت با اژانس اینجور مواقع برای شوهرت کلید بفرست چرا مادرش حالا بیاد کلید بده یا خودش برهاینجور ا ...

آخه من اصلا حس خوبی بهشون ندارم میدونم امکان داره بیاد سرک بکشه نمیگم قراره جادو جمبل کنه ولی دوست ندارم کس حس کنه صاحب خونمون که بتونه بیاد

آخه من اصلا حس خوبی بهشون ندارم میدونم امکان داره بیاد سرک بکشه نمیگم قراره جادو جمبل کنه ولی دوست ن ...

ببین کلیدو عوض کن 

چون مادرشوهرت اهل شیطنته ندین بهش  براتون حرف درسته میکنه ، کلیدو بدین ولی کلید واقعی نباشی 

اگه هم کلید واقعی دادین برو کلید خونتو عوض کن

اگه هم یه بار اومد و خواست بره تو خونت و گفت چرا درت باز نمیشه بگو عه اره خراب شده بود عوضش کردیم

❌❌ لطفا لایک نکنید ❌❌
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز