2821
2789
عنوان

بدترین خاطره مدرست رو بگو💔

| مشاهده متن کامل بحث + 370 بازدید | 39 پست

من به معلم داشتم هیج وقت حلالش نمیکنم حتی خودش فهمید که حلالش نمیکنم چندین بار اومد ولی من حالا که حالا هست حلال نمیکنم 

یادم نبود چیشده بود ولی زنگ زده بود مادرم اومده بود و الکی گفته بود دخترت فحش بد داده از اون فحش ها در حالیکه اصلن من اون موقع نمیدونستم اون حرف یعنی چی 

یادم نمیره که منو محبورر کرد با اتوبوس مدرسه برم و رفت هر چی بود به مادرم گفت الکی مادرم هم سر اون حرف منو اونعدر زد که حد نداشت حلالش نمیکنم من از اون مدرسه رفتم ولی شنیدم که دوستم میگفت فقط دنبالت میگرده که ازت حلالیت بگیره ولی من حلالش نمیکنم

اکانت ۳ نفره مون💞🤪

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ی ناظم خییییلی سخت گیر داشتیم 

ببین میگم سخت گیر یعنی واقعا سخت گیر حتی به جورابایی که میپوشیدیم هم گیر میداد بخدا 

حالا فکر کن توی راهنمایی من ی خط یروز بردم مدرسه اون موقع حکم قاچاق مواد مخدر داشت😂😂واییییی ازم گرفت اونو بعد خانوادمم سخت گیر میخواست اخراج کنه منو وایییی چقد گریه کردم چقد روز بدی بود خدا برای هیچکسی نخواد

باورت میشه از استرس پریود شدم؟پدرمم خیییلی سخت گیر مامانم که فهمید آبجیمو حامله بود اونم زایمانش جلو افتاد بخاطر من خیلی بد بود خیلی 

ببخشید طولانی شد

کلاس اول بودم یکی از بچه ها جیش کرد به خودش ، منم یواشکی در گوش دوستم گفتم فلانی جیش کرده ، دوستمم رفت به مدیر گفت خانوم فلانی فلانی رو مسخره کرد ، مدیر مدرسمون وسط حیاط زنگ تفریح جلوی سیصدتا دانش اموز اومد چنان عربده ای سرم زد کیک تو دهنم بود نتونستم قورتش بدم ، هی میگفت بگو غلط کردم منه بدبختم با دهن پر گفتم غلط کردم ، فکر کنم از خانواده اون دختر شاشوعه خیلی بهش میماسید

🌈به هرچی فکر کنی همون اتفاق میوفته پس وقتی فکرت دست خودته به چیزای خوب فکر کن🌈

ابتدایی معاونامون خیلی عقده ای بودن همش از صف می‌کشیدن بیرون منم همیشه گریه میکردم😂

خدا لعنتشون کنه

منمننکننمیتونیبخونیش😂. چرا باید غصه ی دنیارو بخوریم؟👇🏻 دنیایی که همش اشتباهیه! کولر گازی با برق کار میکنه! ارّه ی برقی با بنزین! خواجوی کرمانی مالِ شیرازه، صائب تبریزی در اصفهانه، اونوقت ستار همدانی مالِ تبریز!! هفت تیر، شش تا گلوله داره، هزار پا شصت تا پا! هیچ عطاری، عطر نمیفروشه و هیچ قهوه خانه ای قهوه! تازه هیچکس در دنیا، چایی رو با قاشق چای خوری نمیخوره! چای سبز، زرده! چای سیاه، قرمز! جعبه سیاه هواپیما نارنجیه، آچار فرانسه مالِ انگلیسه!! تازه سه تار هم چهارتا سیم داره!😂 خب اینا که همش اشتباهیه! چرا باید غصه ی دنیای اشتباهی رو بخوریم؟. اسم و پروفایلم فانه😂🥲، فقط برای اینکه تویی که اسم و پروفایلم رو دیدی، لبخند روی لبت بیاد و یاد قدیما بیوفتی❤️.در سکوت شب، خانه زد فریاد اما تو نشنیدی:)

دوران مدرسه من،  تنبیه بدنی دانش آموز ها هنوز متداول بود. کلاس اول دبستان یک معلم مسن داشتیم که خیلی اهل تنبیه بود. من دانش اموز زرنگی بودم و تنبیه نمی شدم، ولی با این وجود همیشه در کلاس استرس و وحشت داشتم که مبادا خطایی کنم و تنبیه بشم. یک همکلاس داشتم که الان حدس میزنم بیش فعال بود، این طفلک تقریبا هر روز تنبیه میشد. خیلی دلمون می سوخت، ولی هیچکدوم جرات اعتراض نداشتیم... الان فکر می کنم چقدر این خانم به همه ما آسیب روانی میزد..‌. 

 به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم 
ی ناظم خییییلی سخت گیر داشتیم ببین میگم سخت گیر یعنی واقعا سخت گیر حتی به جورابایی که میپوشیدیم هم گ ...

خدا لعنت کنه این ادم هایی که عامل این همه جهل بودن وچقدر مارو عذاب دادن 

معلم پس اون وسط چه غلطی میکرد؟ چرا صلح ندادچرا گذاشت ادامه بدهو اینکه شما داخل انشات چی نوشته بودی

هیچ من راجع علاقم به کتاب خوندن نوشته بودم و از ترس هام نوشته بودم بدم میاد

من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم🌊
معلم پس اون وسط چه غلطی میکرد؟ چرا صلح ندادچرا گذاشت ادامه بدهو اینکه شما داخل انشات چی نوشته بودی

معلم خیلی بیشور بود می‌خندید ولی دوستم همون موقعه که بعد از من بود به انشاء اضافه کرد که منو خیلی دوست داره

من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم🌊

معلم هنرمون داشت حضور غیاب میکرد به من که رسید گفت خیلی دانش آموز بیخودی هستی 😐😂 انقد که شر بودم 

منم نفت ریختم تو بطری ریختم تو کیفش موقعی که کارنامه دادن هنرو تجدید شدم 🤕😐😂😂

درخواست بدین بهت لینک بدم عضو کانال فالم بشید 🫠

ی ناظم خییییلی سخت گیر داشتیم ببین میگم سخت گیر یعنی واقعا سخت گیر حتی به جورابایی که میپوشیدیم هم گ ...

متنفرم از معلمای اون موقع فقط به بچه ها استرس میدادن 

یه معاون فوق العاده بداخلاق داشتیم که تار سیبیل بچه ها رو شمارش میگرد.. روانی ....  یه خاطره ی بدهم  سوم ابتدایی بودم دوستم روخوانیش ضعیف بود  معلممون  سر دوستمو کوبید به میز بااینکه چندین سال گذشته هیچوقت یادم نمیره ..لعنت بهشون  . تو دوران راهنمایی هم دبیر زبان اونایی که زبانشون ضعیف بود رو میگفت که تو سطل زباله بشینن 

خدارو شکر دبیر ما نشد ...

معلم هنرمون داشت حضور غیاب میکرد به من که رسید گفت خیلی دانش آموز بیخودی هستی 😐😂 انقد که شر بودم م ...

اوو. 😂😂

من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم🌊
2825
2823
2791
2779
2792