اوهوم درکت میکنم. زیاد تجربش کردم.
یه مطلبی خوندم دوست دارم بهت بگمش ، میگفت بخشی از مغز به اسم امیگدال هستش که به احساسات مربوطه. حالا وظیفش چیه؟ وقتی برای اولین بار یه کاریو انجام میدیم ، مثلا توی جمع صحبت میکنیم ، و طرد میشیم ، مغز این خاطره رو سیو میکنه. سری بعد که ما توی این موقعیت باشیم ، امیگدال فورا با توجه به تجربه قبلی باعث بوجود اومدن احساس ترس توی وجود ما میشه و این زنجیره وار ادامه پیدا میکنه.
در نتیجه ما تا همیشه ترس از طرد شدن و پس زده شدن داریم.
حالا کاری که باید بکنی اینه که کلا این زنجیره رو بهم بزنی!
طرحواره رها شدگی! منم دارمش. خیلی سخته ، خیلی.
دل کندن از ادمایی که خیلی مشتاقم باهاشون اشنا بشم
فقط بخاطر ترس رها شدن.
البته همین شناختش صد قدم تو رو جلو میندازهها.