از دوران نامزدی متوجه خساستش شدم
یه جاهایی پول خرج میکنه یه جاهایی نه
همو دوست داریم هیچوقت دعوا نمیکنیم زندگی نرمالی داریم ولی مثلا گیاد یه تومن یا دو تومن میریزه تو کارت خودش میده دست من هر وقت تمام شد دوباره میریزه مداگ عکر خانواده شه ان.ار مدام در مقابلشون احساس مسئولیت میکنه مدام دخالت میکنن منکه زیر بار نرفتم و ننیرم اما انتظار داره کارای خانواده شو انجام بدم که نمیدم چون کلی بچه گجرد دارن که ول کردن رفتن جای دیگه مادرش مداگ با نگه من غریبم بازی میخواد از ما پول بگیره از سفارش یخچال وسیله خونه تا پول دوا و درمان حتی به نن دقیف نگفته من چقدر حقوقمه انتظار داره بدم سر کار و خرج خودمو بدم جاضره چند میلیون به خانواده اش بده لی چهار ماهه ازدواج کردم کلا یک میلیون لباس خریدم و بتراها گفنم دندون درد دادم به دوی خودش انچنان نمیارهبترها تو خریدمغاره دارها تیکه انداختن که طرف خودشو کشت و متوجه شدن که خسیسه و اعصابش خورد میشه مک خرید میکنم هرچی میخوایم رو میخواد جوری بخره که منفعتش به جیبی خانواده اش هم بره مثلا خونه بخربم تو شهری که خواهر و بردارای مجردش هستن که اونا برن توش نمیدونم به مرور درست میشه یا نه خداییش صبوره ودوستش دارم اما از خانواده اش و خساست خکدش و اینکه قت و پولشو داره صرف خانواده اش میکنه و اینکه به نیاززای من توجه نمیکنه متنفر شدم
قراره سر کار خوب برمنمیدونم چه جوری بهش بگممن تو خ نه پول خدج نخواهم کرد و موظفه هزینه های منم بده