چه ها من تو دوران عقدم تصمیم گرفتم جداشم نامزدم پرخاشگره یهو عصبی میشه سر چیزای خیلی کوچیک و بی اهمیت همین چندروز پیش ک اومده بود خونمون عذر خواهی داتشیم حرف میزدیم باهم یهو چیزی ک دوست نداشتو بهش گفتم دستشو به نشونه ی زدن اورد جلو صورتش ک بزنه تو صورت من بعد بهش گفتم میگه میخواستم صورتمو پاک کنم تو خیلی بهم بدبینی,تو گوشیش یه بار دیدم به یه پسری ک لباس دخترونه پوشیده بود زده بود عشقم ناراحت نباش ازم و فلان از یه طرف یاد این میفتم که خیلی جاها مثل مادر هوای منو داشت مثلا شب حواسش بود پتو روم باشه کفشامو جلوم جفت میکرد باهام مهربون بود حامی بود ولی از اون طرف میگه مثلا بعد عروسی نباید بری تنها سوپر مارکت نباید بری خرید تنها میخوای بری بیرون چیکار تو ک اونجا کسیو نداری,سطح خانوادگیمون خیلی فرق داره من خیلی لوس و شیک بزرگ شدم فکر کردم امروزیه بهم گفت چادر بپوش تیپتو عوض کن بریم پایین شهر زندگی کنیم دپسش داشتم قبول کردم الان برگشته میگه من از این پولا ندارم ک فقط بری فلان دکتر توی تهران فقط باید بریم پیش دکترهای سپاه و ناجا بگرد تو اونا خوبشو پیدا کن اونجاها هم ک دیدید یهو دکتر ۵نفرو باهم ویزیت میکنه هم پلیسه هم کارگاه داره هم با دپستش یدونه از این کیوسکای کپی دارن جلوی دادگاه و پاسگاه تو اسنپم میره به من میگه یه قرون ندارم از اون اول میره کابینت ۸۰میلیونی برا خونه میگیره یا با داداشش برای کارگاه سرمایه گذاری میکنه دو دلم نمیدونم چیکارکنم سر مسائل مالی شفاف نیست با خانواده و مادرش تصمیم میگیره انجام میده بعد ب من میگه,تاحالا فقط برای مناسبتها هدیه گرفته و خرید کرده خارج از اون یه هزارتومنی نه برای من زده و نه خودش خریدی کرده حتی در حد یه فلافل !