درست تو سیاهی ترین لحظه
وقتی ک دیگه با خودم گفتم محاله بشه
خدا رسید و معجزه کرد
ببین من غم زیاد داشتما مردم مرگو دیدم دیوونه شده بودم ولی کشیدم عقب گفتم نمیشه ولی شد خدا نگاهم کرد،درست وقتی ک دیگه خودم کشیده بودم عقب و هیچ چیزو نمیتونستم مدیریت کنم خدا مدیریت کرد
درست وقتی بریده بودم و حواسم دیگه ب هیچی نبود خدا حواسش ب من و دلم بود
خدا ب موقع می رسه عزیزم و اعتقاد شدیدی پیدا کردم