بچه های فامیل مام میان خیریه خونه نیست ک
هرکی هرچی خوشش میاد دو تا اشک تمساح میریزه ور میداره میبره انگار نه انگار اینجا صاحاب داره بی صاحابه انگار .
هرچی تو بچگی تیله کارت بازی جمع کرده بودم فقط کافیه یه لحظه ببینن همشو ورداشتن بردن.
بعد بنظرت من اینارو چجوری جمع میکردم؟ به بچهای همسن خودم ریاضی یاد میدادم پولشو میگرفتم میخریدم مگر نه ازین پولا به ما نمیدادن و این ته نامردیه و بدترازون ما میریم خونشون در اتاق بچهاشونو قفل میکنن که مبادا وسایل اونا ک هیچی مال خودمونو پس بگیریم