گفتی مسموم یاد یه نفر افتادم.
خواهرم اینا، همه جاریا و خواهرشوهرا، زیاد بودن، خونه جاری اولیه میرن افطار.
بعد ببخشیدا اسهال میشن.
مادرشوهر میپرسه، سمیه چی ریختی به بقیه نساخته و ...
نگو خانم یه حلیم از محرم داشته تو فریزر، ریخته تو سوپ شیر.
حساب کن فاصله ماه محرم تا رمضون چقدره.