بعد مدت ها بهتره بگم بعد سال ها امروز احساس میکنم حال دلم بهتر شده
دیدین بعضی چیزا قسمته ؟
ما مرداد میخاستیم بریم کربلا قسمت نشد البته برنامه ریزی شده نبود از محل کار همسرم گفتن تا اخر هفته اعزامید و من پاسپورت نداشتم همشم میگفتم کاش زمستون میرفتیم وقتی ک احتمالا بارندگی باشه ک تو بارون بین الحرمین و ببینم دستمونم خالی بود میخاستم طلا بفروشم
حالا سوم شعبان میلاد امام حسین مژده دادن ک احتمالا اعزام بشید امروز خبرش قطعی شد نیمه شعبان خدا بخاد انشالله بین الحرمینیم در حالی ک تو حساب دونفرمون دویست تومنم نبود طلایی هم برام نمونده بود بفروشم از کسیم نمیشد قرض گرفت خدا رسوند و از محل کارهمسر ده تومنم کارت هدیه تعلق گرفت
خدا وقتی بخاد بچینه قشنگ میچینه همه چی و
ته دلم غم داره مامانم ارزوی کربلا ب دلش موند مامان بزرگم داییم خالم پدر بزرگم ارزو ب دل رفتن
اون وقت من بدون برنامه و اینجوری یهویی رفتنی شدم