کم کم درست میشه
کار خاصی انجام نده
گله هم نکن
وقتی ببینن سرت تو لاک خودته و رفتاراشون برات بی اهمیت هست تغییر میکنن....
من وقتی برادر شوهرم ازدواج کرد
خانمش به حدی خودش رو میگرفت که دیگه واقعا قابل تحمل نبود
سلام هم حتی با نارضایتی میگفت بهم از دور
اهمیت ندادم با اینکه باااارها دلم شکست
یه وقت دیدم دیگه مثل قبل نیست
تحویل میگیره و......
تا یک روز بهم گفت از وقتی عقد کردم خانواده همسر از بدیت میگن
گفتن بات حرف نزنم
رفت و آمد نکنم و.....
تا اینکه تو این مدت دیدم نه واقعا تو موردی نداری
و برادر شوهرم هم بهش گفته بود فلانی(من)
خیلی بدی دیده از خواهر و مادر و پدرم
هیچ رفتار بدی نداشته
اما اونا همش پشت سرش حرف میزنن و بدش رو میگن
رفتار منو که میبینه
شوهرش هم که براش تعریف میکنه چه رفتارهایی با من داشتن
به اشتباهش پی برده بود
هر چند اینم برام بی اهمیت بود واقعا