عروسی داشتیم عروسی دختر خالم بعد بعد خونه خالم پر شد براش از تبریز مهمون اومد اینم گفت بیان خونه ی شما مامانم ام چون میشناختن مهمون هارو گفتن بیاد دخترای مهمونا با خواهرم دوست بچگی بودن قبل عروسی به هوای رزرو آرایش گاه با خواهرم رفتن دور دور دوروز بعد دختر مهمونمون گفت میخواد با دوستای قدیمیش دیدن کنه مامانش کفت که به شرطی میزارم که فلانی ( خواهر من(باهاتون بیاد و بهونه کرد یکی با اینا باشه دلم شور نزنه خواهر منم آماده شد رف با اینا هستید
هستید باقیشو بگم؟تایپ کردم