🥲 من هفته ای یک بار میرم خونه مامانم بعد خونه زن داداشم کنار خونه مامانم ایناست همیشه خونه مامانمه 🥲 بچش یک سال و نیم از بچه من بزرگ تره همش بچم میزنه جیغ میکشه بچم میترسه امشب برای شام رفتن بودم بعد از یک هفته بچش دفتر پرت کرد تو صورت بچم بالاش چشمش زخم شد دیگه آروم نشد اینقدر گریه کرد شام نخورده بلند شدیم اومدیم خونه و اصلا جلوی بچش نگرفت جالب اینجاست همیشه بچش دعوا میکنه بعد اینکار کرد برادرم بچش دعوا آروم کرد گفت چرا اینکار کردی ناراحت شد گفت روحیه بچم خراب میشه دعوا نکن بچم هر دو تاشون هم دخترن شوهرم میگه هر موقع بود تو نرو ولی اون همیشه هست بگی هم نمیره خونشون
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اگه نمیتونی مودب باشی روی من ریپلای نکن من به ادبیات چاله میدونی عادت ندارم ناظمتونم نیستم بگم خانومم مودب باش نی نی یارو تگ میکنم کاربری ات رو هوا میره
بزرگارتون باید باهاش حرف بزنه نوبتی کنید رفت و اند اونجارو یا حداقل حلو بچه شو بگیره
زمان پهلوی از بس پاسپورت ایران با ارزش بود خود شاه رو ۴۷ سال پیش همین موقع ها هیچ جا راه نمیدادن😃 پست ترین انسان ها کسانی هستند که در تصرف کشورشان با من که بیگانه بودم همکاری کردن ، چون وطن مادر است و آنها کمک کردن که بر مادرشان مسلط شوم " هیتلر"
عنوانت با متن نمیخونه، بیچاره کی گفته نمیزارم بری؟
و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت میکشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر میشوند و مثل یک درخت توخالی ، پوستهای بیش نیستند. و عاقبت به روزی میافتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمیدانند چرا زندهاند…