من شب خاستگاری خودم حیاطمون اب گوشت ریخته بودن خوب نشسته بودن موقع ای که داشتیم خانواده شوهرمو بدرقه میکردیم داداش بزرگم چنان پاش سر خورد تمام پشتت خون سیاه کبود شد همه از خنده بیهوش شده بودن کسی نبود جمش کنه خودش از درد سرخ شده بود خودشو گرفته بود دو هفته افتاد بنده خدا
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
من وقتی شوهرم اومد خواستگاریم تسبیحشو جا گذاشت تو اتاقی که با هم صحبت میکردیم نمیدونم اون موقع چرا به فال نیک گرفتم خخخخ حالا شوهرم یه بد قلقی های داره ولی درکل مرد خوبیه