از ناراحتی اون من نتراحت میشم طر چیزای بیخود تودشو ناراحت میکنه میشنه مدام غصه میخوره
منم هی دلگرمی میدم بهش میبینم فایده نداره دعواش میکنم
مثلا جور نمیشه بره خونه دوستش دیگه بد اخلاق میشه هی بابت همه جی غر میزنه با خواهرش دعوا میکنه با من بدخلقی چون شرایط پیش دوستش رفتن محیا نشده
منم هم تحمل تحمل اخرش دیگه طاقتم ازکاراش سر میاد